داستان هانیه

 

هانیه در زمان پیوستنش به انجمن با بحران بدی دست و پنجه نرم میکرد . بحران بیماری و کم شدن حمایت های اصلی ترین حامی زندگی یعنی پدرش !

بیماری سرطان تمام وجود پدر  را فرا گرفته بود و هانیه روز به روز ناتوان شدن او را می دید. در آن روزها خانواده علاوه بر نگرانی های درمان پدر دغدغه هزینه های پزشکی او را نیز داشت. این بحران ها کوچکترین خللی در اراده مصمم هانیه برای ادامه تحصیل و درس خواندن ایجاد نکرد، هانیه توانست مقاله ای تخصصی در خصوص بیولوژی بنویسد و این مقاله در سطح استان برنده جایزه شد . متاسفانه مدت اندکی است که هانیه پدر خود را از دست داده و مجددا وارد بحران جدیدی در زندگی خود شده، اما این بحران ها هانیه را قوی تر کرده ، او پذیرش ورود از چند مدرسه نمونه مردمی را دارد ، هانیه کمک های انجمن را با موفقیت های خود جبران می کند . آینده درخشان و افتخار آفرینی های هانیه برای همه روشن است .

داستان سایر بچه ها را بخوانید